خرید بک لینک
به نام خدا جلسه اولی که سر کلاسش حاضر شدم، نرسیده و نفس تازه نکرده، گفت یه برگه دربیارین! و کوییز گرفت! نتیجه این که یک برگه سفید تحویلش دادم یا به عبارت دیگر، یک برگه رو حیف و میل کردم. کنار اومدن

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدا


"چنان از خدا خوف داشته باش که گویی او را میبینی. پس اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند. اگر فکر کنی او تو را نمیبیند کفر ورزیدهای و اگر بدانی که او تو را میبیند و در عین حال در مقابل او گناه میکنی او را خوارترین بینندگان به خود قرار دادهای."

*امام صادق(ع)*

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدا اواخر سال تحصیلی قبل که ماه رمضان شروع شد، بوفه دانشکده را مثل بقیه بوفهها تعطیل کردند. نمازخانهمان داخل بوفه است.این اواخر که برای نماز میرفتیم، از سکوت و تاریکی بوفه دلمان میگرفت! ب

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدا ۱. من تصمیماتم رو معمولا زود میگیرم. یعنی خیلی پیگیر تحقیق و اینجور مسائل نمیشم. (البته که نه همیشه) سال سوم راهنمایی که بودم تصمیم گرفته بودم مهندسی برق الکترونیک بخونم. دیگه لازم به ذکر

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدا چند سال پیش انتظار داشتم روز تولدم روز بزرگی برای من باشد. روز تغییر بزرگ. عبور از فصلی به فصل دیگر. ولی آن طور که باید نشد. یعنی اصلا هیچ طور دیگری نشد. روزی شد مثل تمام روزهای دیگر. بعده

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدا ما در کل اتاق آموزش فقط یک نفر را سراغ داریم که جواب پرسشهایمان را میداند. درست، کامل و با جزئیات پاسخگوی ماست و نه سرکارمان میگذارد و نه الکی ما را از سر خود باز میکند. مستر میمِ عزیز

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

و خدایی که در این نزدیکی ست عزیزانم سلام. اینک که این نامه را میخوانید نمیدانم چند ساله هستید. یعنی هنوز تصمیم نگرفتهام در چه سنی این نامه و شاید نامهها را در اختیارتان بگذارم! مادرتان بعد از فارغ

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدازمانی معتقد بودم برای رسیدن کافی است قدم اول را بردارم. کافی است شروع به رفتن برای رسیدن بکنم. موفقیت را ثمره بی چون و چرای تلاش میدانستم و اطمینان صد در صد داشتم که اگر همه تلاشم را بکنم ب

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

به نام خدا "حوصله که میدانید مدتهاست ندارم؛ اما این ریاکاران و دروغگویان هستند که انسان را به حرف زدن، مجبور میکنند. در برابر آنها، اگر سکوت کنی، بُزدلی، و اگر سخن بگویی، همطراز ایشانی. این موق

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 5:36

صفحه بندی